رفت از جهان خاکی یک رهبر جهادی مردی که بود الگو در راستی و رادی روح رهای هادی در این قفس نگنجید دنیا برای او بود زندان انفرادی ما در زمین گرفتار او از بهشت سرشار ما در غمش غمین. او، اما غریق شادی برکف گذاشت جان را در سنگر رشادت عمر عزیز طی کرد در کار اعتقادی در اوج اقتدارش از رانت کرد پرهیز دست و دهن نیالود با انگ اقتصادی اخلاص را تجسم ایثار را آئینه اسلام را مدافع توحید را منادی خود را مرید میخواند اما مراد من بود شادم از آن مریدی شرمنده از مرادی در فصل سرد هجران پرواز کرد از خاک روح پرنده عشق مرد جهاد هادی تو رفتی و ز داغت در غم نشست امت خون گریه کرد از داغ این شعر را جوادی ۲۸ سرطان ۱۴۰۴ کمیته رسانه بنیاد پیامبر اعظم(ص)


