حکومت کمونیستی و احتمالا زمان ترکی بود. اولین گروپ مجاهدین که در کابل مستقر میشود به ریاست حاج آقای هادی مرحوم بود. حاج آقای هادی از جمله موسسین حزب حرکت اسلامی با آیتالله محسنی و سایر بزرگان در قم بود. اولین گروپ که در کابل مستقر میشود، حاج آقای هادی بود و در ترکیباش تا جایی که من معلومات و رفتوآمد داشتم؛ برات علی جعفری، معلم جمعه هلمند و سیدعبدالعلی علوی از قلعهچه کابل بود، که آقای علوی از دوستان بسیار نزدیک من بود و من را نیز در سال ۱۳۵۸ به حرکت اسلامی دعوت نمود. بخاطر جلب و جذب و مسائل سازمانی در چند نقطه کابل پایگاه مخفی داشتند از جمله تاجایی که من معلومات دارم و شاهدش بودم در منطقه مرادخوانی کابل نزدیک به ارگ ریاست جمهوری، خانهی مخفی و مهم وجود داشت، که پایگاه جور شده بود. در این خانه در چندین جلسه اشتراک داشتیم. از جمله موردی را که به یاد دارم، روزی بود که روسها نو به افغانستان آمده بود، رفتیم در همانجا که حاج آقای هادی، معلم جمعه، براتعلی جعفری و عبدالعلی علوی بود. تفنگچه را معلم جمعه به شوخی طرف حاج آقای هادی گرفت و وی گفت به گردنم بزن. بالاخره باهم صحبتهای داشتیم، حاج آقا در آنجا رهنماییهای تاثیرگذار داشتند. روی مسائل روسها و کشورهای منطقه و مسائل جهاد صحبتهای داشتند و احزاب جهادی تازه در پاکستان در حال شکلگیری بود. همچنان صحبتهای در مورد آیتالله محسنی نمودند. بعد شبنامهها و اعلانها را گرفتیم، از اتاق خارج شده و بهطرف قلعهچه رفتیم. کار ما او زمان در قلعهچه بود. قیام سوم حوت شهدای صالحین قیام سازماندهی شد. همچنان در قیام بالاحصار کابل نیز حاج آقای هادی سهم موثر داشتند. آن زمان شیرکراته، حاج ابراهیم شاه شهید بودند. من و آقای جعفری و علوی در روز قیام در سمت چمن حضوری بودیم. ابوجهاد نقش بسیار مهم در سازماندهی جبهات داشتند. در سازماندهی و جلب و جذب قیامهای کابل نیز حضور و سهم ارزنده داشت. او زمان حاج آقای هادی خیلی جوان، سرشار و بشاش بود.


