شعار سال بنیاد پیامبر اعظم(ص)
«عبور از قومیت گرایی افراطی و افراط گرایی مذهبی؛ وحدت و علم اندوزی؛ و رشد اقتصادی»

از روحانیت مبارز تا حزب حرکت اسلامی افغانستان ما با بررسی‌هایی که داشتیم به این نتیجه رسیدیم که یک گروه و تشکل سازماندهی شده را ایجاد کنیم. نام این تشکل را روحانیت مبارز ماندیم.

اولین کسانی‌که در آن زمان عضو این تشکل بودند، آقای سیدمحسن حجت، آقای عبدالهادی نوری، آقای سیدمحمدکاظم مصطفوی، آقای سیدمحمدعلی صدر، آقای سیدمحمدعلی جاوید و من بودیم. مردم هیچ در ذهن‌شان نبود که دیگر حوادث به مراتب خونین‌تر از آن است که ما فکر می‌کنیم. ما توسط آیت‌الله سیدحسین جوادی، چون استاد ما و دوست ما بود، نامه‌ای به امضای ایشان نوشتیم و از آیت‌الله محسنی دعوت کردیم که برای جهاد به قم بیاید. نامه به قلم ایشان بود که بسیار خط زیبا و انشای خوبی داشتند. آیت‌الله محسنی از قندهار با همکاری یک عده به سفر حج موفق شده و از آنجا به سوریه رفته بودند و به درخواست آن مردم برای تدریس در سوریه مانده بودند. وقتی که نامه ما به دست آیت‌الله محسنی رسید، ایشان به سرعت پیشنهاد ما را قبول کرده و عازم ایران شدند و برای یک تشکل قوی و تأثیرگذار ما روحانیت مبارز را حذف کردیم.
بعد از ورود آیت الله محسنی به تهران ما در کوچه راه آهن یک دفتر گرفتیم. با وسایلی که از خودمان بود دفتر را تجهیز کردیم و پیش از این که حزب حرکت اسلامی عنوانی داشته باشد، ما فعالیت خود را شروع کرده بودیم. یک نفر در همان روزهای اول برای ما دو تا بالشت، یکی خرد و یکی کلان آورد. بالشت خرد را به آیت‌الله محسنی دادیم و بالشت قالینی کلان برای ما بسیار کارایی داشت. سر همان بالشت شب‌ها پیش از استراحت به جای میز استفاده می‌کردیم و حساب‌های خود را انجام می‌دادیم. حدود سه الی پنج تومان خرج می‌کردیم، ولی آن‌قدر دقت می‌کردیم که از پولی که برای جهاد جمع کرده بودیم استفاده نمی‌کردیم. ما پول بسیار کلانی در حدود هفتاد و پنج هزار تومان جمع‌آوری کرده بودیم. بااین‌حال هرکس شبانه حساب‌های خود را تسویه می‌کرد و بعد از آن بالشت کلان را در بین اتاق می‌ماندیم و آقای سیدمحسن حجت در یک‌طرف آن، آقای عبدالهادی نوری در طرف دیگر، آقای سیدمحمدعلی صدر در طرف دیگر و من هم در طرف دیگر آن سر خود را مانده و استراحت می‌کردیم.

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *