شعار سال بنیاد پیامبر اعظم(ص)
«عبور از قومیت گرایی افراطی و افراط گرایی مذهبی؛ وحدت و علم اندوزی؛ و رشد اقتصادی»

پشت صحنه‌ی غُندها: فرماندهی، هماهنگی و تثبیت رتبه‌ها

 

در شکست دولت کمونستی، حرکت اسلامی افغانستان نقش بسیار جدی و برجسته‌ای ایفا کرد. به‌همین‌گونه، ما در فتح افغانستان حضوری فعال و مؤثر داشتیم. اصلاً قصد اغراق ندارم، ما در تمام دوران جهاد، بلااستثنا، بسیاری از احزاب را کمک کردیم و در فتح همه‌ی مناطق حضور خود را نشان دادیم، همکار و هماهنگ بودیم و با دیگران ارتباط داشتیم. درحالی‌که هیچ‌یک از احزاب دیگر ما را یاری نکردند. حتی در پیروزی‌هایی که در کابل به‌دست آمد، سیستم ما، کار ما و همکاری ما نقش مثبت و تعیین‌کننده‌ای داشتند. به همین دلیل پس از پیروزی جهاد و در دولت مجاهدین جایگاه نظامی و سیاسی داشتیم.
اسکاد ظرفیت بسیار کلان و جایگاه عظیمی داشت که در اختیار حرکت اسلامی قرار گرفته بود. فرقه سی و یک نیز به‌مسؤولیت آقای ذاکری به حرکت اسلامی واگذار شد و ما نیروهای کابل را در پوشش یک فرقه و اسکاد جابجا کردیم. اما متاسفانه از لحاظِ هماهنگی مثبت و کارآمد در ولایات، نتیجه‌ی مطلوب حاصل نشد. من احساس کردم که به حقوق مسؤولین نظامی و مجاهدین ولایات اجحاف شده است. بنابراین دوباره اقدام کردم. در آن زمان من رئیس سیاسی و رئیس شورای اجرایی حرکت اسلامی افغانستان بودم و هم‌زمان وزیر زراعت بودم. رابطه من با حضرت مجددی بسیار دوستان و صمیمی بود و در زمان حکومت ایشان در 28 جوزای 1371شمسی، پنج غُند را در اختیار گرفتیم. غند پیاده ‌مکانیزه را گرفتم و اولین غند را برای ولایت بامیان گذاشتم و آن‌را در اختیار برادران عزیز ولایت بامیان، از جمله آقای عادل کاظمی و جناب آقای رضوانی شهید قرار دادم تا خودشان ساختار خود را ایجاد کنند، تشکیلات‌شان را بسازند و از امکانات آن استفاده کنند.
غندِ دوم را برای پروان گرفتم و آن را در اختیار مسؤولین پروان گذاشتم، به‌ویژه برات‌علی اصغری شهید و فرمانده سبزعلی مختار و مسؤولین شیخ‌علی و لولنج گذاشته شد. غند سوم را برای ولایت میدان وردک در نظر گرفتم و آن را در اختیار آقای فیضی، آقای سعیدی و مسؤولین حرکت اسلامی آن ولایت قرار دادم. غند چهارم را برای ولایت غزنی گرفتم و در اختیار داکتر شاه‌جهان گذاشتم و همچنین در اختیار مسؤولین قره‌باغ، جاغوری و ناهور قرار دادم. هرچند متأسفانه در قضیه غندِ غزنی اشتباهی پیش آمد. داکتر شاه‌جهان تصور می‌کرد اگر ما کمک کنیم، شاید نیروهای غزنی ارتباط خاصی با ما برقرار کنند و این موضوع تا حدودی موجب جنجال شد. غند پنجم را برای کابل گرفتم و آن را در کنار سیمای شاهد مستقر کردیم. در حقیقت، هدف ما از این غندها دو چیز بود: نخست این‌که نیروهای خود را در این‌جا جابجا کنیم و مشکلات اقتصادی آن‌ها را حل نماییم. دوم این‌که حداقل این افراد رتبه‌های خود را تثبیت کنند، چرا که در آن زمان فرصت مناسبی برای تثبیت این رتبه‌ها پدید آمده بود. در مجموع، بیش از هفتصد نفر به‌عنوان افسر و صاحب‌منصب از طریق این پنج غند تثبیت رتبه شدند.

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *