شعار سال بنیاد پیامبر اعظم(ص)
«عبور از قومیت گرایی افراطی و افراط گرایی مذهبی؛ وحدت و علم اندوزی؛ و رشد اقتصادی»

اهدای مدال سال سازمان جهانی غذا و زراعت(FAO)

من به‌عنوان وزیر زراعت، آبیاری و مالداری افغانستان در 24 و 25 میزان سال 1371 شمسی، در جلسه سالانه سازمان فائو شرکت کردم، دو اتفاق برایم بسیار مهم و به‌یادماندنی بود. اولین اتفاق این بود که وقتی به آنجا رفتم، شخصی را پیدا کردم به نام آقای ارغندیوال که رئیس پلان فائو بود. به او گفتم: می‌خواهم تمام افغان‌هایی را که در هر جای این سازمان کار می‌کنند، جمع کنیم. او پذیرفت و بیست‌وشش نفر افغان را که در بخش‌های مختلف فائو فعالیت می‌کردند، جمع کرد. جالب این بود که بعضی از آن‌ها در رده‌های بلند این نهاد کار می‌کردند؛ یکی رئیس پلان بود، یکی مسئول تشریفات و دیگران در بخش‌های گوناگون نقش مهمی داشتند. وقتی با این افراد صحبت کردم، متوجه شدم بسیاری از آنان پیش از مهاجرت، در وزارت زراعت افغانستان سابقه کاری داشتند. از همان‌جا تصمیم گرفتم از تجربه و دانش‌شان استفاده کنم. آن‌ها را دعوت می‌کردم تا به وزارت زراعت افغانستان رفت‌وآمد داشته باشند. آن‌ها در سیستم رشد و اصلاح زراعت و مکانیزه‌سازی وزارت بسیار به ما کمک کردند.

در همان سفر، دومین اتفاق مهم برایم رخ داد. در جلسه‌ای از سوی فائو، با شخصی به نام دکتر سوما، که مردی لبنانی و مسیحی بود، در دفترش دیدار کردم. من در آن جلسه، حدود یک ساعت درباره وضعیت زراعت افغانستان صحبت کردم، آمار دادم که چند میلیون جریب زمین زراعتی، باغ بادام و پسته، در اثر جنگ‌ها سوخته و نابود شده است. وقتی صحبت‌هایم تمام شد، او از من خواست درباره حوادث کابل هم توضیح بدهم. وقتی شروع به صحبت کردم، دیدم اشک از چشمانش سرازیر شد. بیش از یک ساعت گریه می‌کرد. در پایان خود را معرفی کرد و گفت: نام من دکتر ادوارد سوما است. من هفده دوره رئیس فائو بوده‌ام و امسال آخرین سال کاری‌ام است. بعد از این، بازنشسته می‌شوم. اما حرف‌های تو را به‌خوبی می‌فهمم، چون من اهل لبنانم؛ کشوری که سال‌ها جنگ را تجربه کرده است. من مسیحی هستم، اما از شهری جنگ‌زده آمده‌ام و رنج مردم تو را درک می‌کنم. در ادامه صحبت‌هایش گفت:«چهار کشور باید به شما غرامت بدهند: آمریکا، روسیه، عربستان سعودی و پاکستان؛ چون این کشورها جنگ را به خانه‌ی شما آوردند و باید تاوان بدهند.

در همین سال(24 میزان 1371) بود که مدال سال فائو را به من اهدا کردند. این مدال را نه فقط به خاطر آمار و گزارش‌های زراعتی که ارائه کرده بودم، بلکه به‌خاطر بررسی اقدامات و عمل‌کرد ما در آن دوره‌ی وزارت زراعت، آبیاری و مالداری و به‌خاطر سخنانم درباره اوضاع عمومی افغانستان و دردهای مردم کشورم به من دادند. در همان دوران، دو برادر ایرانی را نیز می‌شناختم که یکی از آن‌ها بعداً وزیر زراعت ایران شد؛ نامش موسی کلانتری بود. با او هم صحبت‌هایی داشتم و همیشه می‌گفت باورش نمی‌شود من متخصص زراعت نباشم؛ چون طرز حرف زدن و اطلاعاتم در این حوزه دقیق و کارشناسی بود. راستش من خودم متخصص زراعت نبودم، اما اطرافیانم همه از اهل فن و تخصص بودند و از دانش‌شان استفاده می‌کردم.

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *