شعار سال بنیاد پیامبر اعظم(ص)
«عبور از قومیت گرایی افراطی و افراط گرایی مذهبی؛ وحدت و علم اندوزی؛ و رشد اقتصادی»

فرازی از خاطرات ابوجهاد افغانستان (شماره 13)

فرازی از خاطرات ابوجهاد افغانستان (شماره 13)

من در نیمه اول ماه جوزای سال ۱۳۵۸ به افغانستان برگشتم. گل احمد تیزانی از برادران اهل‌سنت بود و از تیزان ولسوالی گلدره ولایت هرات بود. پیش از آمدن تحولات، ایشان فرد قلدرمأب و معروفی بود. ولی زمانی که من با ایشان آشنا شدم، پیرمرد 60 ساله‌ای بود که حالت عجیبی داشت. نمازش را با خلوص نیت و سر وقت می‌خواند و در نماز، نیایش و ناله می‌کرد. زمانی‌که گروه ما به هرات آمد، بسیار حالت خفقان و غم باری هرات را فرا گرفته بود. قیام هرات سقوط کرده و مردم هرات زیاد شهید داده بودند. بسیاری از دهات اطراف هرات از سکنه خالی شده بود. مردم با پای پیاده زن و مرد، پیر و جوان و طفل، خانه و کاشانه خود را رها کرده بودند. بیشتر مردم در روز به دلیل ترس از بمباردمان در کنار یک سنگ یا تپه پنهان می‌شدند و شب‌ها حرکت می‌کردند. در مسیر راه با شهید گل احمد تیزانی به مردم کمک می‌کردیم. او به مسیر آشنا بود و راه بلد بود. وقتی به هرات رسیدیم تصمیم گرفتیم که از نو جبهات را تنظیم کنیم. مجاهدین و کسانی را که در آن زمان بسیار ادعای جهاد داشتند از جمله کمال خان، تورن غلام رسول و ملا احمد از سیاوشان را جمع کردیم. البته اکثریت این برادران از اهل‌سنت بودند و ظاهرعظیمی هم که در آن زمان جوان بود هم در همین وقت فعالیت می‌کرد. ما هم فعالیت خود را در هرات آغاز کردیم و شبانه مبارزه خود را پیش می‌بردیم. ساحاتی مثل جوی نقره، جبرئیل، سیاوشان، زیارتگاه، پل مالان و گذره از جمله مناطقی بود که ما در آنجا عملیات انجام می‌دادیم.

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *