شعار سال بنیاد پیامبر اعظم(ص)
«عبور از قومیت گرایی افراطی و افراط گرایی مذهبی؛ وحدت و علم اندوزی؛ و رشد اقتصادی»

شهید شیرحسین رزم‌جو، شهید راه آزادی از زبان همسرش خانم ربابه

بعد از این‌که خانواده شهید شیرحسین به خواستگاری من آمد، من شناخت خوبی از شهید شیرحسین نداشتم. به‌دلیل اخلاق حسنه شیرحسین و شهرت نیک خانواده‌شان پدر و مادرم به این ازدواج موافقت کرده و عروسی ما صورت گرفت.

بعد از مدتی زندگی، شهید رزم‌جو را مرد مبارز، متعهد و پای‌بند به ارزش‌های اسلامی و اخلاقی یافتم. بعد از این‌که شهید رزم‌جو به صفوف مجاهدین پیوست، نخست من مخالت کردم و سپس وی با گفتار نیک و بیانات واقع‌گرایانه‌اش بنده را متقاعد ساخته و راهی جبهات گردید.

در مدتی جهاد، هرقت شهید رزم‌جو به خانه بر می‌گشت، خانه‌ام روشن گردیده با دل‌خوشی وصف ناپذیر روبه‌رو می‌شدم. یکی از روزهای که تازه از سفر جنگی برگشته بود و سلاح‌اش را تمیز می‌کرد، کنارش رفتم و گفتم از این همه جنگ خسته نشدی؟ نگاه عمیقی نموده، گفت: تا زمان که وطن اشغال بوده و دین در خطر باشد، این سلاح در دست من است و مبارزه ادامه دارد.

رزم‌جو روزی لباس رزمش را پوشید، پیشانی پسرش را بوسیده، با من خدا حافظی نموده و راهی جبهه شد. پس از چند ماه با چشم مجروح و پای شکسته دوباره به خانه برگشت. مدتی در خانه بود و هنوز کاملا صحت‌مند نشده بود که دوباره راهی جبهه گردید.

این‌بار که راهی جبهه شد، خیلی دیر کرد. روزی که برگشت داخل تابوت بود، همه دورش جمع شده و زندگی برای من نیز ایستاد. قوت قلب من از آن روز تا حالا همین است که شرهرم در راه خدا و برای سربلندی دین الهی مبارزه کرده و به شهادت رسیده است.

روحش شاد و یادش گرمی باد

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *