شعار سال بنیاد پیامبر اعظم(ص)
«عبور از قومیت گرایی افراطی و افراط گرایی مذهبی؛ وحدت و علم اندوزی؛ و رشد اقتصادی»

از غنیمت سلاح تا غنیمت اعتماد در تاله و برفک

ساکنان تاله و برفک هزاره است. عده‌ای هزاره اهل‌سنت، برخی دیگر هزاره اسماعیلیه و فقط در محدوده دره اشرف یک مجموعه نسبتاً مختصر، حدود 150 تا 200 خانواده هزاره شیعه زندگی می‌کرد و ما در همان‌جا حضور فعالی داشتیم. خدا رحمت کند قوماندان کریمی شهید را که فرمانده پایگاه بود و پس از او حاجی دولت و دیگران رهبری را این منطقه را بر‌عهده داشتند. این مردم بسیار رنج کشیدند، سه تا چهار بار کل منطقه تخلیه شد، خانه‌های‌شان آتش زده شد و اموال و امکانات‌شان به غارت رفت. باوجود تلاش دشمنان برای تضعیف جهاد و دامن‌زدن به جنگ مذهبی میان هزاره‌های شیعه، سنی و اسماعیلیه؛ حضور ما در آن پایگاه نه تنها باعث اختلاف نشد، بلکه ما توانستیم حرف اول را در آنجا بزنیم و منطقه را رهبری کنیم. قوماندان‌های معروف تاله و برفک مثل بازمحمد‌خان، ملا ولی، ملا زوی و دیگران، افراد بزرگ و توانمندی بودند، اما نقش رهبریِ واقعی در اختیار حرکت اسلامی افغانستان بود. هرچند نیروی ما در اقلیت بود، توانستیم هماهنگی ایجاد کنیم، در مسائل فرهنگی به آن‌ها کمک کنیم، مجاهدین‌شان را یاری دهیم و در اختلافاتِ احزاب نقش مصلح را ایفا کنیم. در کنار این همکاری‌ها، کمک‌های نظامی هم داشتیم. مثلاً در سال ۱۳۶۴ یا ۱۳۶۵، یک بار حدود ۵۰۰ نفر از ولایات مختلف هزاره‌جات(از میدان، پروان، بامیان و دره‌صوف) را به آنجا بردیم. همان شب توانستیم سنگرهای محکم دولتی را فتح و منطقه را آزاد سازیم. آن شب برای ما تاریخی بود. پس از تقسیم سنگرها و تعیین وظایف، شب‌هنگام بعد از نماز شب فرمان حرکت صادر شد. من با حاجی ابراهیم‌شاه حسینی شهید از منطقه دان‌نرخ حرکت کردیم. کوه‌های آنجا بسیار صعب‌العبور بود. هرچه پیش می‌رفتیم، می‌دیدیم مجاهدین جلوترند و فداکاری‌شان بیشتر است. نزدیک صبح به مکانی رسیدیم و چند لحظه‌ای استراحت کردیم. وقتی بیدار شدیم فهمیدیم که در نقطه‌ای خوابیده بودیم که اگر یک ‌متر جابه‌جا می‌شدیم، شاید هزار متر به دره سقوط می‌کردیم.
با آغاز صبح کل منطقه را گرفتیم و بیش از صد نفر را اسیر کردیم و توانستیم سلاح‌های‌شان را به غنیمت بگیریم. همه اسرا را در جایی به نام باغِ وزیر جمع کردیم. ما بین هزاره‌های سنی، شیعه و اسماعیلی هماهنگی ایجاد کرده بودیم. برای ایجاد اعتماد و اخوت، همه اسرا را با ضمانت موسفیدان و بزرگان محل آزاد کردیم. همچنین تمام اسلحه‌های غنیمتی را بدون این‌که حتی یک فشنگ یا یک تفنگچه برای خود نگه داریم به مردم منطقه سپردیم.
این رفتار مردم را شگفت‌زده کرد و آنان از ما تشکر کردند.

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *