او هیچگاه از یاد و حال خانوادههای شهدا غافل نمیشد؛ همواره از آنان خبر میگرفت، دلــــــــــــــــــــــــــجویی میکرد و با سخنان محبتآمیزشان، به آنان روحیه میبخشید. این هــــمدلی باعث تقویت روحیه خانوادهها میشد و تسلّی بزرگی برای آنان به شمار میآمد.ابوجهاد نه تنها در محافل عمومی، بلکه در مجالـــــس روضهخوانی نیز، همواره یاد شهدا و خانوادههایشان را زنده نگه میداشت. هیچ روضــــهای از او سراغ نداریم که در آن به شهدا اشاره نکرده باشد.
بهعنوان نمونه، روزی یکی از علمای سرشناس در دره میدان به شهادت رسید. به همین بهانه، ابـــــــــــــــوجهاد در تکیهخانه «اولیاتک دایمیرداد» عکس آن شهید و همچنین تصاویر شهید مبشر و چند شهید دیگر را نصب کرد. وقتی از او پرسیدند: «چرا در این مجلس فاتحه عکس استاد مبشر شهید هم چاپ شده است؟» گلویش بغض گرفت و با چشمانی پر اشک گفت: «او وصیت کرده بود که پس از شهادتم به نام من فاتحه نگیرید. هر بار که تصمیم میگرفتیم برایش فاتحهای برگزار کنیم، حادثهای رخ میداد و این کار انجام نمیشد. بنابراین، در سایه یاد دیگر شهدا، او را هم گرامی میداریم.»
ابوجهاد با وجود اینکه خود جانباز و معلول بود، هیچگاه کوتاهی نمیکرد. اگر میشنید کسی شهید یا فوت شده است، حتماً برای دلجویی نزد خانوادهاش میرفت؛ چه در خانه و چه در مسجد. یکی از برنامههای دائمی او، سرکشی به یتیمان و خانوادههای شهدا بود.
روزی با ابوجهاد به غزنی رفته بودیم. در همان ایام، امانالله عباسی به شهادت رسیده بود. ابوجهاد پسر خردسال او، اسدالله را در آغوش گرفت، دستی بر سرش کشید و گفت: «پسرم! تو نباید گریه کنی. تو فرزند عباسی هستی، باید راه پدرت را ادامه دهی.»
اسدالله با صدای بغضآلود گفت: «ای کاش سواد میداشتم تا میتوانستم راه پدرم را دنبال کنم.»
ابوجهاد نگاهی عمیق به من کرد و آرام گفت: «با این پسر باید در زمینه درس و تحصیل همکاری کنی.»
مدتی بعد، پس از پیروزی مجاهدین و ورود آنان به کابل، سفری به غزنی داشتم. همانجا دیدم که اسدالله در یک هتل شاگردی میکند. به یاد سفارش ابوجهاد افتادم. او را از هتل بیرون آوردم و همان مقدار معاشی را که در هتل دریافت میکرد، برایش تأمین کردم. سپس او را در یکی از مراکز آموزشی شامل نمودم تا درس بخواند و باسواد شود.
این تنها یک نمونه از دهها خاطرهای است که نشان میدهد ابوجهاد چگونه برای خانوادههای شهدا پدری دلسوز، برادری مهربان و یاوری همیشه حاضر بود.
حجتالاسلام والمسلمین نوروزعلی سلیمی


